چگونه میتوان رابطه ای عاشقانه آرام و بدون استرس داشته باشیم ؟

[ad_1]

چگونه میتوان رابطه ای عاشقانه آرام و بدون استرس داشته باشیم ؟

«عشق و محبت از واجبات زندگی هستند نه تجملات آن. بدون آنها انسانیت باقی نخواهد ماند.»

و باید اعتراف کنم که من کامل نیستم.
من یک میلیون بار در روابطم دچار اشتباه شده‌ام. بیش از اندازه انتظار داشته‌ام یا بخاطر ترس از ایجاد آشوب، چیزی که لازم داشتم را نخواستم. زیاد کل‌کل کرده‌ام. شکاک بوده‌ام. وابسته شده‌ام. می‌توانم بگویم چیزی که من را از همه این اشتباهات آزاد می‌کند این است که صادق هم بوده‌ام.

داشتن خودآگاهی به نظر من بسیار باارزش‌تر از کامل بودن است. دلیل آن شاید این باشد که اولی قابل ‌حصول و مفید است اما دومی هیچکدام از اینها نیست.

روابط ساده نیستند. آنها منعکس‌کننده همه آن چیزهایی هستند که درمورد خودمان احساس می‌کنیم. وقتی روز بدی داشته‌اید، آدم‌های اطرافتان به نظر سرسخت می‌آیند. وقتی از خودتان شاد و راضی نیستید، به نظر روابطتان هم کمبود دارند.

اگر تا بحال با خودتان سر جنگ افتاده‌اید که برای چه ناراحتید، این مقاله می‌تواند کمکتان کند. اگر تابحال بخاطر اینکه کسی نتوانسته انتظاراتتان را برآورده کند، ناامید شده‌اید، باز این مقاله برایتان مفید است. فکر می‌کنید همه نادیده‌تان می‌گیرند و کسی به حرف‌هایتان گوش نمی‌دهد؟ چیزهایی در این مقاله هست که به کمکتان می‌آید.
ما در خلاء زندگی نمی‌کنیم. ما فکر و احساساتی داریم که می‌توانند سردرگم‌کننده باشند. آدم‌های دیگر هم همینطور.

من وقتی این ایده‌ها را به کار می‌بندم، در روابطم احساس اعتمادبه‌نفس، قدرت، محبت و آرامش می‌کنم. امیدوارم برای شما هم همینطور باشند.

۱. هر کاری که لازم است برای خودتان انجام دهید.

همه آدمها نیازهایی شخصی دارند، چه رفتن به باشگاه ورزشی باشد یا اختصاص دادن زمانی برای تنهایی در روزهای تعطیل. اگر کسی از شما خواست کاری انجام دهید که غریزه‌تان گفت آن کار با نیازهای شما همخوان است، انجامش دهید. البته منظورم این نیست که نمی‌توانید هرازگاهی فداکاری‌هایی انجام دهید اما خیلی مهم است که عادت کنید که از خودتان مراقبت کنید.

یک نفر یک روز به من گفت که آدم‌ها مثل لیوان‌های آب می‌مانند. اگر برای پر نگه داشتن لیوانمان کاری که لازم باشد را انجام ندهیم، آنوقت باید آن را از کسی دیگر بگیریم – که باعث خالی شدن نیمی از لیوان آنها می‌شود. خودتان لیوانتان را پر کنید تا بتوانید احساس کامل بودن در روابطتان داشته باشید.

۲. دیگران را از فایده تردید بهره‌مند کنید.

شک کردن به دیگران کاری وسوسه‌انگیز است – اینکه تصور کنید نامزدتان با دعوت نکردن شما به همراه دوستانش قصد ناراحت کردن شما را داشته است یا دوستتان با به رخ کشیدن پول خود قصد ایجاد حس کمبود در شما داشته است. آدم‌هایی که برایتان اهمیت قائلند، دوست دارند خوشحالتان کنند، حتی اگر بعضی اوقات شدیداً درگیر مشکلات خودشان شوند.

گاهی‌اوقات ممکن است بدون اینکه منظوری داشته باشند باعث رنجیدن شما شوند – همه ما انسانیم فرشته نیستیم. اما این حالت طبیعی و همیشگی نیست. این احتمال وجود دارد که وقت‌هایی ناراحت باشند و ندانند که باید با آن چه بکنند. این احتمال هست که بخاطر رفتارشان بعداً از شما عذرخواهی کنند. اگر می‌خواهید خوب باشید، سعی کنید همیشه در آدم‌هایی که دوستشان دارید بهترین را ببینید. وقتی همیشه بهترین را ببینیم، همه را به بهترین بودن تشویق می‌کنیم.

۳. برای هر مشکل اول به خودتان نگاه کنید.

وقتی از خودتان احساس رضایت نکنید، پیدا کردن اشکالات رابطه هم ساده‌تر می‌شود. اگر شخصی دیگر را برای احساس خودتان مقصر کنید، راه‌حل هم به آنها بستگی خواهد داشت. اما این منطق اشتباه است. برای تازه‌کارها، به آنها احساس کنترل می‌دهد اما بعد معمولاً مشکلی را حل نمی‌کند چون درحقیقت با علت و ریشه مسئله برخورد نکرده‌اید.

دفعه بعدی که خواستید کسی را برای احساستان متهم کنید – برای کاری که انجام داده‌اند یا باید انجام می‌داده‌اند – از خودتان بپرسید شاید مشکل جایی دیگر باشد. ممکن است متوجه شوید که زیر پوست قضیه مشکل دیگری وجود دارد: کاری که انجام داده‌اید یا باید بخاطر خودتان انجام می‌داده‌اید. اگر مسئولیت مشکل را بپذیرید آنوقت می‌توانید برای آن راه‌حل پیدا کنید.

۴. مراقب فرافکنی باشید.

در روانشناسی فرافکنی یعنی انکار خصوصیات و ویژگی‌های خودتان و بعد نسبت دادن آنها به دنیای بیرون و دیگران. بعنوان مثال، اگر دوست وفادار و قابل‌اعتمادی نباشید، تصور خواهید کرد که همه دوستانتان قصد فریب شما را دارند. این یک مکانیزم دفاعی است که کمکتان می‌کند از ناراحتی ناشی از آگاه شدن از ضعف‌هایتان دوری کنید. هیچ راه سریعتری برای ایجاد شکاف در روابط وجود ندارد.

این به خودآگاهی برمی‌گردد و کار سختی است. شناخت و درک نواقصتان اصلاً چیز جالبی نیست اما اگر اینکار را نکنید، آنوقت آن نواقص را در همه اطرافیانتان می‌بینید و ناراحتی‌تان ادامه پیدا خواهد کرد. دفعه بعد که نقطه‌ای منفی در کسی دیدید، از خودتان بپرسید درمورد خودتان هم صدق می‌کند یا نه. ممکن است اینطور نباشد اما اگر اینطور بود، تشخیص آن می‌تواند به ایجاد آرامش در آن رابطه کمک کند.

۵. جنگ‌هایتان را انتخاب کنید.

همه ما کسانی را می‌شناسیم که همه چیز را به جنگ و دعوا تبدیل می‌کنند. اگر درمورد چیزی آنها را زیر سوال ببرید، می‌توانید مطمئن باشید که دعوا راه می‌اندازند. اگر درمورد رفتاری از آنها نظری بدهید، احتمالاً سرتان فریاد می‌کشند. حتی تحسین کردنشان می‌تواند باعث شود با شما برخورد کنند. بعضی‌ها عاشق دعوا کردن‌اند – شاید برای اینکه منفی‌گرایی که با خود دارند را به دیگران و دنیا هم منتقل کنند.

از طرف دیگر، وقتی چیزی اذیتتان می‌کند باید به دیگران بگویید. این تنها راه برخورد با مشکلات است. از طرف دیگر هم نباید بگذارید همه چیز اذیتتان کند. وقتی شک دارم باید چیزی را مطرح کنم یا نه، این چند سوال را از خودم می‌پرسم:

– آیا این اتفاق مرتب می‌افتد و باعث ناراحتی‌ام می‌شود؟

– آیا اگر از بالا به همه چیز نگاه کنم، این مسئله واقعاً مهم است؟

– آیا می‌توانم به جای اینکه درگیر احساس ناامنی خودم شوم، با احساساتشان همدردی کنم؟

۶. با مهربانی و در عین حال رک با دیگران برخورد کنید.

وقتی به کسی حمله می‌کنید، غریزه طبیعی او این خواهد بود که حالت دفاعی بگیرد که این شما را به هیچ کجا نمی‌رساند. در آخر بحثی شدید بینتان ایجاد می‌شود که هر دو شما سعی می‌کنید ثابت کنید که حق با شماست و طرف‌مقابل اشتباه می‌کند. به ندرت اینقدر سیاه و سفید است. معمولاً اینطور است که هر دو شما در یکسری چیزها حق دارید اما خودخواه‌تر از آن هستید که بتوانید با هم به توافق برسید.

اگر با محبت و مهربانی با دیگران برخورد کنید، ذهن و قلب آنها را باز خواهید کرد. باید به آنها نشان دهید که می‌فهمید از کجا آمده‌اند و آنوقت آنها هم برای شنیدن نظرات شما مشتاق خواهند شد. این به شما فرصت ابراز خودتان و انتظاراتتان را می‌دهد. و وقتی در زمان مناسب به دیگران بگویید که به چه نیاز دارید، احتمال اینکه نیازتان را برآورده کنند بسیار بیشتر خواهد بود.

۷. از آسیب‌پذیر بودن نترسید.

به روش‌های مختلف ممکن است در یک ارتباط احساس آسیب‌پذیری کنید: وقتی حستان را برای کسی ابراز می‌کنید. وقتی درمورد خودتان یا گذشته‌تان صادق می‌شوید. وقتی می پذیرید که اشتباه کرده‌اید. ما همیشه برای اینکه قدرتمان را حفظ کنیم این کارها را نمی‌کنیم.

قدرت به ما یک حس کنترل ظاهری می‌دهد درحالیکه وجود حقیقی و آسیب‌پذیر داشتن به ما یک حس از واقعی و درست بودن می‌دهد. این عشق است: خود واقعی‌تان باشید و به فردی دیگر هم اجازه دهید همانطور باشد بدون اینکه بگذارید ترس و قضاوت آن را نابود کند. همانطور که جیمی هندریکس می‌گوید، «وقتی قدرت عشق بر عشق قدرت پیروز شود، جهان صلح را خواهد شناخت».

۸. قبل از رفتار احساسی فکر کنید.

این برای خود من از همه سخت‌تر است. به محض اینکه از چیزی ناراحت، خسته یا عصبانی می‌شوم، می‌خواهم کاری کنم که همیشه هم ایده بدی بوده است. این را فهمیده‌ام که واکنش احساسی اولیه‌ام درمورد یک اتفاق هیچوقت احساس واقعی‌ام نسبت به آن نیست. ممکن است در ابتدا احساس ترس یا عصبانیت کنم اما وقتی آرام شدم و کمی درمورد آن فکر کردم، می‌فهمم که واکنشم بسیار افراطی بوده است.

وقتی حسی قوی در خودتان احساس کردید، سعی کنید مدتی بنشینید. از آن حس استفاده نکرده یا از آن فرار نکنید، فقط حسش کنید. وقتی یاد می‌گیرید قبل از رفتار کردن روی احساساتتان، آنها را ببینید، به دو روش جلو اتفاقات منفی را می‌گیرید: قبل از اعمال احساساتتان روی یک نفر دیگر. آنها را پردازش می‌کنید، تحلیل می‌کنید و با آن برخورد می‌کنید. همچنین طوری ارتباط برقرار می‌کنید که احساساتتان را تشویق می‌کند به جای سرکوب شدن، بیان شوند.

۹. مرزهایتان را حفظ کنید.

وقتی آدم‌ها به ما نزدیک می‌شوند، مرزها کمی مختل می‌شوند. در رابطه‌ای که هیچ مرزی ندارد، شما به فرد مقابل اجازه خواهید داد باعث شود کارهایی را انجام دهید که دوست ندارید. آنوقت به جای اینکه از روی احترام به نیازهایتان رفتار کنید، از روی احساس گناه و عذاب‌وجدان این کار را خواهید کرد. آنوقت به کسی اجازه خواهید داد که بدون اینکه به او درمورد احساستان بگویید، شما را بیازارد. بهترین راه برای اینکه مطمئن شوید آدمها همانطور که دوست دارید با شما رفتار می‌کنند این است که به آنها آموزش دهید.

این یعنی باید به اندازه کافی خودتان را دوست داشته و به خودتان احترام بگذارید تا بفهمید به چه چیزهایی نیاز دارید و آنها را به زبان بیاورید. تنها راه داشتن روابط عاشقانه و آرام این است که رابطه‌ای عاشقانه و آرام با خودتان شروع کنید.

۱۰. از همراهی و همنشینی‌شان بیشتر از تاییدشان لذت ببرید.

وقتی ناامیدانه به دنبال تایید یک نفر هستید، رابطه‌تان فقط به کاری که او برایتان انجام خواهد داد منحصر خواهد شد – اینکه چند وقت یکبار نفس‌تان را تقویت می‌کند، وقتی ناراحتید چطور روحیه‌تان را عوض می‌کند، یا چطور احساسات منفی‌تان را از بین می‌برد. برای فرد مقابل این واقعاً خسته‌کننده خواهد شد و رابطه‌تان را نامتوازن خواهد کرد.

اگر متوجه شده‌اید که به دنبال خوشنود کردن کسی یا گرفتن تایید او هستید، باید بدانید که مشغول ساختن آن نیاز در خودتان هستید (مگراینکه در رابطه‌ای آزاردهنده باشید که توصیه من این است سریعاً کمک بگیرید). به جای اینکه روی این تمرکز کنید که از طرف‌مقابل چه می‌توانید بگیرید، روی لذت بردن از با هم بودنتان تمرکز کنید. گاهی‌اوقات بهترین کاری که می‌توانید برای خودتان و فردی دیگر انجام دهید این است که فراموش کنید و به خودتان اجازهد هید لبخند بزنید.

چگونه میتوان رابطه ای عاشقانه آرام و بدون استرس داشته باشیم ؟

[ad_2]

لینک منبع

خودهینوتیزمی به صورت گام به گام همراه با آموزش هیپنوتیزم دیگران

[ad_1]

آموزش هیپنوتیزم به صورت مرحله مرحله از رهاسازی ذهن شروع شده، سپس به آرامسازی بدن می‌رسد و سپس فرد وارد خلسه شده و آماده تلقین‌پذیری می‌گردد.

هیپنوتیزم از دور شاید خیلی اسرارآمیز به نظر بیاید اما در واقع امروزه هیپنوتیزم مدرن برای درمان مشکلات رفتاری مانند عدم اعتماد به نفس، اضطراب، عادت‌های ناپسند، ترس و انواع فوبی به کار می‌رود. همچنین از هیپنوتیزم برای تقویت حافظه، کاهش وزن و ترک سیگار نیز استفاده می‌کنند.
در ادامه با هیپنوتیزم قدری آشنا شده و سپس مراحل آموزش هیپنوتیزم به روشی ساده را شرح می‌دهیم.

هیپنوتیزم چیست؟

هیپنوتیزم یا خوابگری شاخه‌ای از علم روانشناسی است که در آن به وسیله تلقین، شخص در حالت خاصی از هوشیاری قرار می‌گیرد. حالتی طبیعی از ذهن که طی آن، ذهن روی موضوع خاصی متمرکز می‌گردد، آگاهی محیطی کاهش می‌یابد، تغییرات مفیدی در امواج مغزی ایجاد می‌شود و تلقین پذیری در مورد موضوعات مورد توافق فرد افزایش می‌یابد.

هیپنوتیزم، یک حالت طبیعی ست که تقریبا همه، آن را تجربه نموده‌اند. وقتی غرق مطالعه یک کتاب، گوش کردن به موسیقی دلخواه، تماشای یک فیلم یا هر فعالیت مورد علاقه دیگری می‌شوید و ارتباط تان با محیط اطراف کاهش می‌یابد، در حالت هیپنوتیزم طبیعی قرار گرفته‌اید. در چنین حالتی ممکن است کسی شما را صدا بزند اما حتی متوجه او نشوید و صدایش را نشنوید. کسانی که توانایی هیپنوتیزم پذیری مناسبی دارند، هر وقت به شدت روی موضوعی متمرکز می‌شوند (آن چنان که جذب موضوع گردند)، به طور خودکار به حالت هیپنوتیزم طبیعی فرو می‌روند.

علت اصلی اثربخشی هیپنوتیزم، آن است که وقتی شخص در حالت هیپنوتیزم قرار می‌گیرد، ذهنش آمادگی بیشتری برای پذیرش پیشنهادات و تلقینات درمان‌گر دارد. در حالت هیپنوتیزم، تلقینات مثبت و درمانی به لایه‌های عمیق
ذهن (جایی که یادگیری واقعی اتفاق می‌افتد) نفوذ می‌کنند.

  • پژوهش‌ها نشان داده که نمی‌توان سوژه تحت هیپنوتیزم را وادار به انجام رفتاری برخلاف ارزش‌های اخلاقی او نمود. بنابراین هیپنوتیزم نمی‌تواند ابزاری برای اعتراف گرفتن یا سواستفاده باشد.
خودهینوتیزمی به صورت گام به گام همراه با آموزش هیپنوتیزم دیگران
آموزش هیپنوتیزم و خودهیپنوتیزم

هیپنوتیزم به دو صورت خودهیپنوتیزم و دگرهیپنوتیزم قابل اجرا است. خودهیپنوتیزم یعنی آن که شما خودتان را هیپنوتیزم کنید، این کار فقط با تمرکز و تفکر خود فرد صورت می‌پذیرد. بعضی افراد چنان در نگرانی ها وتنش ها غرق
شده‌اند که به راحتی قادر به هیپنوتیزم نیستند. برای اینکه هیپنوتیزم شوید باید بتوانید خودرا آرام سازید، مغز خود را از افکار رها کنید و به هیچ چیز فکر نکنید، درست مانند کاری که در مراقبه انجام می‌دهید.

آموزش هیپنوتیزم به صورت گام به گام

مراحل زیر آموزش هیپنوتیزم و خودهیپنوتیزم به طور ساده است ونیاز به تمرین زیادی ندارد. توصیه می‌کنیم که این کار را اول روی خود و بعد روی دیگران انجام دهید.

  1. به‌صورت راست و ۹۰ درجه روی یک صندلی راحتی بنشینید، چشمان خود را ببندید و دستانتان را در طرفین یا روی پاهایتان قرار دهید، تکان نخورید و فقط یک دقیقه آرام آنجا بنشینید.
  2. ذهنتان را از همه نا آرامی‌ها و مشغله‌ها پاک کنند (کافیست که یک گنجه فلزی بزرگ را در ذهن خود تجسم کنید، بعد آن را باز کنید و تمام افکارتان را، تک، تک در آن قرار دهید؛ اقساط، ناکامی‌ها، دغدغه‌ها، کارها و هر چیزی که ممکن است فکرتان را به خود مشغول کند. سپس در گنجه را ببندید، آن را قفل کنید و آن را از ذهنتان بیرون نمایید.
  3. حالا برای مدتی آرام و بدون فکر بنشینید. قبل از اینکه به مرحله بعد بروید، به خود تلقین کنید که، به هر قسمت از بدنتان توجه خواهید کرد و آرام و راحت‌تر می‌شود. باید این را حتما به خود تلقین کنید.
  4. آرامسازی را از سرتان شروع کنید. تجسم کنید که تک، تک اجزای سرتان آرام می‌شوند. ابتدا چشم‌ها، سپس گوش‌ها، دهان وبقیه اجزا. خوب روی هر جز وقت بگذارید تا مطمئن شوید آن قسمت کاملا آرام شده است.
  5. حال گردنتان را رها و آرام سازید و مشابه همان کارها را با گردنتان انجام دهید.
  6. سپس به سینه وشکم خود بپردازید وبا قلب خود شروع کنید، نفس عمیق بکشید و آن را آرام کنید. سپس سینه و شکم خود را آرام، راحت وسبک نمایید.
  7. حال دستانتان را آرام نمایید وشل شدن آنها را احساس کنید. تک اعضای دستتان، حتی انگشتانتان را آرام کنید.
  8. حال تمام اعضای کشاله ران را آرام وسبک نمایید.
  9. اکنون این کار را با بقیه اجزای پای خود انجام دهید؛ از ران‌ها گرفته تا تک، تک انگشتان پا.
خودهینوتیزمی به صورت گام به گام همراه با آموزش هیپنوتیزم دیگران

حالا شما باید کاملا آرام، شل، منبسط و رها باشید. قسمت اصلی آموزش هیپنوتیزم از مرحله‌ای است که وارد خلسه می‌شوید و خواهید دید که این تکنیک واقعا جواب می‌دهد.

  1. به خود تلقین کنید که، دست راستتان سبک و سبک‌تر می‌شود. به تلقین کردن ادامه دهید و سبک شدن آن را احساس کنید. به خود تلقین کنید که دستتان آنقدردارد سبک می‌شود که شروع به بلند شدن از روی پاههایتان می‌کند.
    در حالی که این احساس را به خود تلقین می‌کنید، بلند شدن آن را حس کنید. دستتان هرلحظه سبک وسبک‌تر می‌شود تا آنجا که کاملا بالا می‌آید و در هوا قرار می‌گیرد.
  2. وقتی که مرحله قبل کامل شد و دستتان در هوا معلق شد، می‌توانید به خود تلقین کنید که دوباره دستتان سنگین می‌شود، پایین‌ترمی‌آید و روی پاهایتان قرار می‌گیرد. سپس به خود تلقین کنید که با فکری راحت، پر انرژی، وشاداب بیدار خواهید شد.
  3. در این مرحله از آموزش هیپنوتیزم چشمان خودرا باز کنید وآنچه را که انجام داده‌اید مرور کنید. تجربه خود را در یک دفتر یادداشت کنید. اگر موفق نشدید یک بار دیگر تلاش کنید و آنقدر به تلاش خود ادامه دهید تا راضی شوید. اگراین روش هیچ وقت روی شما کار نکرد ممکن است شما جزو کسانی باشید که هیپنوتیزم نمی‌شوند.
  4. این روش را می‌توانید روی دیگران نیز اجرا کنید. این کار را روی بهترین دوستتان انجام دهید. در اینجا شما باید به آنها تلقین کنید که اجزای بدنشان آرام می‌گردد. سپس قسمت جالب بالا رفتن دست را به وی القا کنید.
    به خاطر داشته باشید که وقتی قسمت‌های بدن آنها را آرام می‌کنید به او تلقین کنید که آرامتر و خواب آلودتر می‌شود. اگرتوانستید آنها را هیپنوتیزم کنید می‌توانید آنها را به کارهای سخت‌تری نیز وادارید. به خاطر داشته باشید که آنها را هرگز به کارهایی که به خودشان یا دیگران ضربه می‌زند وادار نکنید.

چند توصیه و راهنمایی

  • برای خودهیپنوتیزم کامل حدود یک ساعت وقت لازم است. اگر وقت کافی برای انجام این کار ندارید، می‌توانید تمرینات را قسمت بندی کنید (این کار در هر صورت پیشنهاد می‌شود). مثلا مراحل آرام کردن ذهن را سه روز و به
    مدت روزی ۵ دقیقه تمرین کنید. پس از سه جلسه تمرین مدت زمان “آرام کردن ذهن” را به ۲ دقیقه کاهش داده و مرحله بعدی، یعنی آرام کردن بدن را به آن اضافه نموده و به مدت ۵ دقیقه تمرین کنید و به همین شکل بقیه مراحل آموزش هیپنوتیزم را قسمت بندی وتمرین کنید. هر چه جلوتر می‌روید مدت زمان مراحل قبلی را کاهش دهید.
  • پس از به اتمام رساندن برنامه تمرین بالا می‌توانید با شمارش مثلا ۷ تا ۱ وارد خود هیپنوتیزم شوید. برای این کار کافیست که به جای مرحله بالا بردن دست به خود تلقین کنید که: «با شمارش هفت شماره معکوس آرامش من بیشتر و بیشتر خواهد شد و بعد از گفتن هر شماره عمیق‌تر شدن خواب وافزوده شدن آرامش خود را به وضوح حس خواهم کرد. در هر بار تنفس بین شماره‌ها، خلسه‌ام بهتر و عمیق‌تر خواهد شد».
  • برای بیدار شدن از خواب مصنوعی نیز می‌توانید از ۱ تا ۷ شمرده و از تلقینات معکوس (بر تصویر تلقینات بالا) استفاده نمایید.
  • شما می‌توانید از این آموزش هیپنوتیزم برای به خاطر سپردن چیزهای مختلف یا برنامه ریزی برای کم کردن وزن یا بهتردرس خواندن و… کمک بگیرید.

مسلما رفتن به حالت ریلکسیشن و اعمال مشابه برای عوض کردن اجتماع یا آدم‌های اطرافتان نیست بلکه روشی است تا شما را با روحتان آشتی دهد و قدرت‌های نامتناهی که خداوند متعال در اختیارتان قرار داده را به کنترل شما درآورد تا به‌وسیله آنها بتوانید در برابر محیط، موقعیت‌ها، فرصت‌ها و افراد پیرامونتان بهترین تصمیم و تصویر العمل را به کار بندید.

[ad_2]

لینک منبع