چگونه میتوان رابطه ای عاشقانه آرام و بدون استرس داشته باشیم ؟

[ad_1]

چگونه میتوان رابطه ای عاشقانه آرام و بدون استرس داشته باشیم ؟

«عشق و محبت از واجبات زندگی هستند نه تجملات آن. بدون آنها انسانیت باقی نخواهد ماند.»

و باید اعتراف کنم که من کامل نیستم.
من یک میلیون بار در روابطم دچار اشتباه شده‌ام. بیش از اندازه انتظار داشته‌ام یا بخاطر ترس از ایجاد آشوب، چیزی که لازم داشتم را نخواستم. زیاد کل‌کل کرده‌ام. شکاک بوده‌ام. وابسته شده‌ام. می‌توانم بگویم چیزی که من را از همه این اشتباهات آزاد می‌کند این است که صادق هم بوده‌ام.

داشتن خودآگاهی به نظر من بسیار باارزش‌تر از کامل بودن است. دلیل آن شاید این باشد که اولی قابل ‌حصول و مفید است اما دومی هیچکدام از اینها نیست.

روابط ساده نیستند. آنها منعکس‌کننده همه آن چیزهایی هستند که درمورد خودمان احساس می‌کنیم. وقتی روز بدی داشته‌اید، آدم‌های اطرافتان به نظر سرسخت می‌آیند. وقتی از خودتان شاد و راضی نیستید، به نظر روابطتان هم کمبود دارند.

اگر تا بحال با خودتان سر جنگ افتاده‌اید که برای چه ناراحتید، این مقاله می‌تواند کمکتان کند. اگر تابحال بخاطر اینکه کسی نتوانسته انتظاراتتان را برآورده کند، ناامید شده‌اید، باز این مقاله برایتان مفید است. فکر می‌کنید همه نادیده‌تان می‌گیرند و کسی به حرف‌هایتان گوش نمی‌دهد؟ چیزهایی در این مقاله هست که به کمکتان می‌آید.
ما در خلاء زندگی نمی‌کنیم. ما فکر و احساساتی داریم که می‌توانند سردرگم‌کننده باشند. آدم‌های دیگر هم همینطور.

من وقتی این ایده‌ها را به کار می‌بندم، در روابطم احساس اعتمادبه‌نفس، قدرت، محبت و آرامش می‌کنم. امیدوارم برای شما هم همینطور باشند.

۱. هر کاری که لازم است برای خودتان انجام دهید.

همه آدمها نیازهایی شخصی دارند، چه رفتن به باشگاه ورزشی باشد یا اختصاص دادن زمانی برای تنهایی در روزهای تعطیل. اگر کسی از شما خواست کاری انجام دهید که غریزه‌تان گفت آن کار با نیازهای شما همخوان است، انجامش دهید. البته منظورم این نیست که نمی‌توانید هرازگاهی فداکاری‌هایی انجام دهید اما خیلی مهم است که عادت کنید که از خودتان مراقبت کنید.

یک نفر یک روز به من گفت که آدم‌ها مثل لیوان‌های آب می‌مانند. اگر برای پر نگه داشتن لیوانمان کاری که لازم باشد را انجام ندهیم، آنوقت باید آن را از کسی دیگر بگیریم – که باعث خالی شدن نیمی از لیوان آنها می‌شود. خودتان لیوانتان را پر کنید تا بتوانید احساس کامل بودن در روابطتان داشته باشید.

۲. دیگران را از فایده تردید بهره‌مند کنید.

شک کردن به دیگران کاری وسوسه‌انگیز است – اینکه تصور کنید نامزدتان با دعوت نکردن شما به همراه دوستانش قصد ناراحت کردن شما را داشته است یا دوستتان با به رخ کشیدن پول خود قصد ایجاد حس کمبود در شما داشته است. آدم‌هایی که برایتان اهمیت قائلند، دوست دارند خوشحالتان کنند، حتی اگر بعضی اوقات شدیداً درگیر مشکلات خودشان شوند.

گاهی‌اوقات ممکن است بدون اینکه منظوری داشته باشند باعث رنجیدن شما شوند – همه ما انسانیم فرشته نیستیم. اما این حالت طبیعی و همیشگی نیست. این احتمال وجود دارد که وقت‌هایی ناراحت باشند و ندانند که باید با آن چه بکنند. این احتمال هست که بخاطر رفتارشان بعداً از شما عذرخواهی کنند. اگر می‌خواهید خوب باشید، سعی کنید همیشه در آدم‌هایی که دوستشان دارید بهترین را ببینید. وقتی همیشه بهترین را ببینیم، همه را به بهترین بودن تشویق می‌کنیم.

۳. برای هر مشکل اول به خودتان نگاه کنید.

وقتی از خودتان احساس رضایت نکنید، پیدا کردن اشکالات رابطه هم ساده‌تر می‌شود. اگر شخصی دیگر را برای احساس خودتان مقصر کنید، راه‌حل هم به آنها بستگی خواهد داشت. اما این منطق اشتباه است. برای تازه‌کارها، به آنها احساس کنترل می‌دهد اما بعد معمولاً مشکلی را حل نمی‌کند چون درحقیقت با علت و ریشه مسئله برخورد نکرده‌اید.

دفعه بعدی که خواستید کسی را برای احساستان متهم کنید – برای کاری که انجام داده‌اند یا باید انجام می‌داده‌اند – از خودتان بپرسید شاید مشکل جایی دیگر باشد. ممکن است متوجه شوید که زیر پوست قضیه مشکل دیگری وجود دارد: کاری که انجام داده‌اید یا باید بخاطر خودتان انجام می‌داده‌اید. اگر مسئولیت مشکل را بپذیرید آنوقت می‌توانید برای آن راه‌حل پیدا کنید.

۴. مراقب فرافکنی باشید.

در روانشناسی فرافکنی یعنی انکار خصوصیات و ویژگی‌های خودتان و بعد نسبت دادن آنها به دنیای بیرون و دیگران. بعنوان مثال، اگر دوست وفادار و قابل‌اعتمادی نباشید، تصور خواهید کرد که همه دوستانتان قصد فریب شما را دارند. این یک مکانیزم دفاعی است که کمکتان می‌کند از ناراحتی ناشی از آگاه شدن از ضعف‌هایتان دوری کنید. هیچ راه سریعتری برای ایجاد شکاف در روابط وجود ندارد.

این به خودآگاهی برمی‌گردد و کار سختی است. شناخت و درک نواقصتان اصلاً چیز جالبی نیست اما اگر اینکار را نکنید، آنوقت آن نواقص را در همه اطرافیانتان می‌بینید و ناراحتی‌تان ادامه پیدا خواهد کرد. دفعه بعد که نقطه‌ای منفی در کسی دیدید، از خودتان بپرسید درمورد خودتان هم صدق می‌کند یا نه. ممکن است اینطور نباشد اما اگر اینطور بود، تشخیص آن می‌تواند به ایجاد آرامش در آن رابطه کمک کند.

۵. جنگ‌هایتان را انتخاب کنید.

همه ما کسانی را می‌شناسیم که همه چیز را به جنگ و دعوا تبدیل می‌کنند. اگر درمورد چیزی آنها را زیر سوال ببرید، می‌توانید مطمئن باشید که دعوا راه می‌اندازند. اگر درمورد رفتاری از آنها نظری بدهید، احتمالاً سرتان فریاد می‌کشند. حتی تحسین کردنشان می‌تواند باعث شود با شما برخورد کنند. بعضی‌ها عاشق دعوا کردن‌اند – شاید برای اینکه منفی‌گرایی که با خود دارند را به دیگران و دنیا هم منتقل کنند.

از طرف دیگر، وقتی چیزی اذیتتان می‌کند باید به دیگران بگویید. این تنها راه برخورد با مشکلات است. از طرف دیگر هم نباید بگذارید همه چیز اذیتتان کند. وقتی شک دارم باید چیزی را مطرح کنم یا نه، این چند سوال را از خودم می‌پرسم:

– آیا این اتفاق مرتب می‌افتد و باعث ناراحتی‌ام می‌شود؟

– آیا اگر از بالا به همه چیز نگاه کنم، این مسئله واقعاً مهم است؟

– آیا می‌توانم به جای اینکه درگیر احساس ناامنی خودم شوم، با احساساتشان همدردی کنم؟

۶. با مهربانی و در عین حال رک با دیگران برخورد کنید.

وقتی به کسی حمله می‌کنید، غریزه طبیعی او این خواهد بود که حالت دفاعی بگیرد که این شما را به هیچ کجا نمی‌رساند. در آخر بحثی شدید بینتان ایجاد می‌شود که هر دو شما سعی می‌کنید ثابت کنید که حق با شماست و طرف‌مقابل اشتباه می‌کند. به ندرت اینقدر سیاه و سفید است. معمولاً اینطور است که هر دو شما در یکسری چیزها حق دارید اما خودخواه‌تر از آن هستید که بتوانید با هم به توافق برسید.

اگر با محبت و مهربانی با دیگران برخورد کنید، ذهن و قلب آنها را باز خواهید کرد. باید به آنها نشان دهید که می‌فهمید از کجا آمده‌اند و آنوقت آنها هم برای شنیدن نظرات شما مشتاق خواهند شد. این به شما فرصت ابراز خودتان و انتظاراتتان را می‌دهد. و وقتی در زمان مناسب به دیگران بگویید که به چه نیاز دارید، احتمال اینکه نیازتان را برآورده کنند بسیار بیشتر خواهد بود.

۷. از آسیب‌پذیر بودن نترسید.

به روش‌های مختلف ممکن است در یک ارتباط احساس آسیب‌پذیری کنید: وقتی حستان را برای کسی ابراز می‌کنید. وقتی درمورد خودتان یا گذشته‌تان صادق می‌شوید. وقتی می پذیرید که اشتباه کرده‌اید. ما همیشه برای اینکه قدرتمان را حفظ کنیم این کارها را نمی‌کنیم.

قدرت به ما یک حس کنترل ظاهری می‌دهد درحالیکه وجود حقیقی و آسیب‌پذیر داشتن به ما یک حس از واقعی و درست بودن می‌دهد. این عشق است: خود واقعی‌تان باشید و به فردی دیگر هم اجازه دهید همانطور باشد بدون اینکه بگذارید ترس و قضاوت آن را نابود کند. همانطور که جیمی هندریکس می‌گوید، «وقتی قدرت عشق بر عشق قدرت پیروز شود، جهان صلح را خواهد شناخت».

۸. قبل از رفتار احساسی فکر کنید.

این برای خود من از همه سخت‌تر است. به محض اینکه از چیزی ناراحت، خسته یا عصبانی می‌شوم، می‌خواهم کاری کنم که همیشه هم ایده بدی بوده است. این را فهمیده‌ام که واکنش احساسی اولیه‌ام درمورد یک اتفاق هیچوقت احساس واقعی‌ام نسبت به آن نیست. ممکن است در ابتدا احساس ترس یا عصبانیت کنم اما وقتی آرام شدم و کمی درمورد آن فکر کردم، می‌فهمم که واکنشم بسیار افراطی بوده است.

وقتی حسی قوی در خودتان احساس کردید، سعی کنید مدتی بنشینید. از آن حس استفاده نکرده یا از آن فرار نکنید، فقط حسش کنید. وقتی یاد می‌گیرید قبل از رفتار کردن روی احساساتتان، آنها را ببینید، به دو روش جلو اتفاقات منفی را می‌گیرید: قبل از اعمال احساساتتان روی یک نفر دیگر. آنها را پردازش می‌کنید، تحلیل می‌کنید و با آن برخورد می‌کنید. همچنین طوری ارتباط برقرار می‌کنید که احساساتتان را تشویق می‌کند به جای سرکوب شدن، بیان شوند.

۹. مرزهایتان را حفظ کنید.

وقتی آدم‌ها به ما نزدیک می‌شوند، مرزها کمی مختل می‌شوند. در رابطه‌ای که هیچ مرزی ندارد، شما به فرد مقابل اجازه خواهید داد باعث شود کارهایی را انجام دهید که دوست ندارید. آنوقت به جای اینکه از روی احترام به نیازهایتان رفتار کنید، از روی احساس گناه و عذاب‌وجدان این کار را خواهید کرد. آنوقت به کسی اجازه خواهید داد که بدون اینکه به او درمورد احساستان بگویید، شما را بیازارد. بهترین راه برای اینکه مطمئن شوید آدمها همانطور که دوست دارید با شما رفتار می‌کنند این است که به آنها آموزش دهید.

این یعنی باید به اندازه کافی خودتان را دوست داشته و به خودتان احترام بگذارید تا بفهمید به چه چیزهایی نیاز دارید و آنها را به زبان بیاورید. تنها راه داشتن روابط عاشقانه و آرام این است که رابطه‌ای عاشقانه و آرام با خودتان شروع کنید.

۱۰. از همراهی و همنشینی‌شان بیشتر از تاییدشان لذت ببرید.

وقتی ناامیدانه به دنبال تایید یک نفر هستید، رابطه‌تان فقط به کاری که او برایتان انجام خواهد داد منحصر خواهد شد – اینکه چند وقت یکبار نفس‌تان را تقویت می‌کند، وقتی ناراحتید چطور روحیه‌تان را عوض می‌کند، یا چطور احساسات منفی‌تان را از بین می‌برد. برای فرد مقابل این واقعاً خسته‌کننده خواهد شد و رابطه‌تان را نامتوازن خواهد کرد.

اگر متوجه شده‌اید که به دنبال خوشنود کردن کسی یا گرفتن تایید او هستید، باید بدانید که مشغول ساختن آن نیاز در خودتان هستید (مگراینکه در رابطه‌ای آزاردهنده باشید که توصیه من این است سریعاً کمک بگیرید). به جای اینکه روی این تمرکز کنید که از طرف‌مقابل چه می‌توانید بگیرید، روی لذت بردن از با هم بودنتان تمرکز کنید. گاهی‌اوقات بهترین کاری که می‌توانید برای خودتان و فردی دیگر انجام دهید این است که فراموش کنید و به خودتان اجازهد هید لبخند بزنید.

چگونه میتوان رابطه ای عاشقانه آرام و بدون استرس داشته باشیم ؟

[ad_2]

لینک منبع

پیش پا افتاده ترین دلایل طلاق زن و شوهر های ایرانی!

[ad_1]

پیش پا افتاده ترین دلایل طلاق زن و شوهر های ایرانی!

آمار طلاق در یکی‌دو سال اخیر رو به‌ افزایش بود است؛ به طوری که فقط در چهار ماه اول امسال نرخ آن دوبرابر شده؛ طلاق‌هایی که خیلی از آن‌ها به دلایل پیش‌پاافتاده رخ داده است.

آمار طلاق در ایران

آمار طلاق روزبه‌روز در کشور بالاتر می‌رود. دلایل بسیاری از این طلاق‌ها عجیب‌وعجیب و گاهی خنده‌دار است. اگر سری به علت طلاق‌های یک سال اخیر کشور بزنیم، مشاهده می‌کنیم که بسیاری از این طلاق‌ها به علت‌های سطحی و لجبازی‌های زوجین اتفاق افتاده‌اند.

شوهرم برای مادرش خرید می کند

زن جوان زمانی‌که دید شوهرش هنوز هم برای مادرش خرید می‌کند، راهی دادگاه خانواده شد و درخواست طلاق داد. دلیل این خانم برای طلاق‌گرفتن این است که هر بار همسرش برای خانه خرید می‌کند، برای مادرش هم خرید می‌کند! او درباره دلیل طلاق می‌گوید: «شوهرم هنوز هم تصور می‌کند در خانه مادرش زندگی می‌کند و باید تمام مسئولیت خانه مادرش بر عهده او باشد.»

همسرم خوشتیپ است

یکی دیگر از زوج‌هایی که پایشان به دادگاه خانواده باز شده، زوجی هستند که به خاطر خوش‌تیپی آقا قصد طلاق‌گرفتن دارند! مرد جوان درباره دلیل طلاق به قاضی گفته که چک کردن‌های مدام همسرم مرا خسته کرده است. زن هم در پاسخ گفت: «شوهر من مرد خوش‌تیپ و پولداری است و طبیعی است که زنان زیادی در آرزوی بدست آوردن او باشند. من هم دست خودم نیست، هربار که او از خانه بیرون می‌رود مدام این فکر به سراغم می‌آید که حتماً زنان زیادی برای بدست آوردن او دست به کارهایی بزنند و شوهرم را اغفال کنند.»

خوشتیپی همسر آنقدر ذهن این خانم را درگیر کرده که او را وادار به درخواست طلاق کرده است. «با اینکه عاشق شوهرم هستم، ولی اینطوری نمی‌شود زندگی کرد.»

طلاق به خاطر اعتیاد پدرزن

مرد جوانی هم که از اعتیاد پدرزنش خسته شده بود، تصمیم به جدایی از همسرش گرفت! او با مراجعه به دادگاه خانواده درخواست طلاق داد و درباره آن به قاضی گفته بود: «هربار با همسرم به خانه آن‌ها می‌رویم پدرزنم خانه را به پاتوق معتادان تبدیل کرده و در حال مصرف مواد است. از همسرم خواستم که ارتباطش را با پدرش قطع کند و دیگر به آنجا نرود ولی او قبول نکرد. من هم نمی‌توانم دیگر به رفت و آمد با پدرزنم ادامه دهم و اجازه بدهم همسرم به خانه پدرش برود. برای همین تصمیم خودم را گرفتم و می‌خواهم از این زن جدا شوم تا دیگر پدرزنم را نبینم. من می‌دانم که این مرد برای زندگی ما دردسرساز می‌شود.»

طلاق به خاطر لجبازی با برادرزن

این خانم هم  وقتی شاهد کل‌کل هر روزه بین برادر و همسرش می‌شود، طلاق را بر ادامه زندگی مشترک ترجیح می‌دهد. او در این مورد به قاضی می‌گوید: «شوهرم هرکاری که برادرم کرده را مسخره می کند و سعی می کند خودش برعکس آن کار را انجام دهد. او از صبح تا شب به فکر لجبازی با برادرم است و زندگی خودمان یادش رفته است. او هر روز در حال حرص خوردن از دست برادرم است و من حتی جرات ندارم اسم برادرم را به زبان بیاورم. همیشه هم عصبانیتش را سر من خالی می کند و مرتب به من سرکوفت می زند که برادرم اخلاقش بد است و با او لجبازی می کند.»

این لجبازی بچگانه داماد و برادرزن، یک زندگی را تا مرز ازهم‌پاشیدن کشاند.

همسرم سر مزار شوهر سابقش می‌رود!

این زوج هم به خاطر سر زدنِ مدامِ خانم به مزار همسر سابق، دچار اختلاف شدند. خانم جوان می‌گوید که باید هر هفته یا هر ماه به مزار همسر سابق برود و شوهرش این اجازه را به او نمی‌دهد. شوهر این خانم در دفاع از خود به قاضی گفته: «من نمی گویم سر خاک شوهر سابقش نرود، فقط می گویم هر زمان که وقت داشتی و سرت خلوت بود برو، نه اینکه هر هفته کار و زندگی‌ات را تعطیل کنی و سر خاک بروی. بارها شده ما می خواستیم جایی برویم اما همسرم تنها به خاطر اینکه باید به قبرستان می رفت قرار را کنسل کرده و سر خاک شوهر سابقش رفته است.» البته ماجرای این زوج، ختم به خیر شده و با صحبت‌های قاضی به این نتیجه رسیده‌اند دلیلشان برای طلاق محکمه‌پسند نیست و آشتی کرده‌اند.

موهای بلند شوهرم مرا خجالت‌زده می‌کند

زن جوان وقتی دید که شوهرش مو‌هایش را کوتاه نمی‌کند تصمیم به جدایی از او گرفت! و برای توجیه دلیل طلاق به قاضی دادگاه گفت: «هرجا می‌رویم احساس می‌کنم که موی بلند شوهرم باعث می‌شود دیگران مسخره‌مان کنند، از بیرون رفتن با شوهرم خجالت می‌کشم و سعی می‌کنم کمتر در فامیل و دوستانم ظاهر شوم. اصلا اینکار شوهرم را دوست ندارم و هرچه سعی کردم نتوانستم با آن کنار بیایم برای همین تصمیم به جدایی گرفتم.»

به خاطر طلاق برادرم، طلاق می‌گیرم

این زوج هم زندگی خوبی داشتند تا اینکه برادر آقا با خواهر خانم با هم ازدواج می‌کنندو برادرها با هم باجناق می‌شوند؛ اما زندگی برادر کوچکتر به خوبی برادر بزرگتر نبود. دعواهای خانوادگی برادر کوچکتر بالا می‌گیرد تا اینکه منجر به طلاق می‌شود اما ماجرا به اینجا ختم نمی‌شود. «از وقتی برادرم و همسرش از هم جدا شدند، هرچه فکر می کنم می بینم من هم نمی توانم به زندگی با همسرم ادامه دهم. بعد از طلاق، همسرم ارتباطش را با خانواده من قطع کرده و من هم به خاطر برادرم مجبور به قطع ارتباط با خانواده همسرم شدم. خودمان هم که مرتب با هم دعوا و درگیری داریم و نمی توانیم این موضوع را تحمل کنیم. کنار آمدن با این موضوع برای هردویمان سخت است برای همین تصمیم گرفتم به دادگاه بیایم و به زندگی مشترکمان پایان دهم.»

شوهرم پنهان‌کاری می‌کند

این زن جوان وقتی می‌بیند که شوهرش همه چیز را از او پنهان می‌کند راهی دادگاه خانواده می‌شود تا از او جدا شود. پنهان‌کاری‌های همسر آنقدر زیاد بوده که خانم احساس می‌کند از طرف همسر نادیده گرفته می‌شود. «راستش از اینکه شوهرم اصلا به من اهمیتی نمی‌دهد و همیشه پنهان کاری می‌کند خسته شدم. احساس می‌کنم او مرا نادیده می‌گیرد. این کار‌هایش باعث شده به او مشکوک بشوم و همیشه در حال چک کردن او باشم تا مبادا باز هم پنهانی از من کاری را انجام دهد. برای همین تصمیم به جدایی از این مرد گرفتم.»

من زودتر طلاق می‌گیرم!

این خانم هم وقتی درد و دل همسر  خود با دوستش را می‌شنود، تصمیم به طلاق می‌گیرد. شوهر این خانم به دوستش می‌گوید که از زندگی با او خسته شده و قصد دارد همسرش را طلاق بدهد. این درددل‌های پنهانی باعث می‌شود که خانم پیش‌دستی کند و خود زودتر درخواست طلاق بدهد. «وقتی حرف هایش را شنیدم اول تصمیم گرفتم که با او صحبت کنم و دلیل حرف هایش را بپرسم. ولی بعد پشیمان شدم و با خودم گفتم حالا که شوهرم از من خسته شده صحبت کردن هم فایده ای نداره و باید خودم دست به کار شوم. من تصمیم گرفتم قبل از شوهرم درخواست طلاق بدهم و کار او را آسان‌تر کنم.»

 

پیش پا افتاده ترین دلایل طلاق زن و شوهر های ایرانی!

[ad_2]

لینک منبع